به سبک کلاه قرمزی ؛ تولد عید همه مبارک

 

            

 

  تا حالا یه بچه رو از زمان تولدش تا زمانی که به یک سالگی یا

حتی سن بیشتر برسه دیدین؟ دوستان عزیزم که مادر و پدر هستن

حتما این حس شیرینو با تمام وجودشون حس کردن. خیلی لذتبخشه.

نه اینکه خودم مادر باشم اما بچه های دوستان و آشنایانو زیاد دیدم

خصوصا سه ، چهارتاییشونو از ۴۰ روزگی بغل کردم و حالا هرکدوم

برای خودشون خانم و آقایون ۶ تا ۱۴ ساله ن! خدا عمر باعزت به

همشون بده. حالا چرا این موضوع رو تو وبلاگی که کاملا تخصصیه

عنوان کردم آخه ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ وبلاگ نمای آخر ۲۵ فریم یکساله

میشه.

 

                           

   

 هورررررررررررررررررررررررراااااااااا. خیلی خوشحالم که تو این 

مدت تونستیم دوستان خوبی برای خودمون پیدا کنیم و امیدوارم این

روند ادامه داشته باشه. از دوست و همکار خوبم در وبلاگ آقای

باقرسلیمی عزیز باید تشکر کنم که خیلی مواقع وبلاگو به تنهایی

اداره کردن و مطالب علمی بسیار خوبی رو رو وبلاگ قرار دادن،

همینطور از همراهی دوستان خوبم خانم لیلا خوانساری بزرگوار که

 شعله راه اندازی این وبلاگو در دل ما روشن کردن و همراهیه بزرگانی

چون آقایان حصاری،امامی،میم.ب.مهاجر،ایرج،مانی،آشنا و خانمها لبافی،

زهره و.... البته از دوستان خوبم که اسامیشونو به صورت نام کوچک

آوردم معذرت میخوام چون خودشون اینطوری معرفی می کردن و می کنند.

 و البته از دوستانی هم که نامشونو به دلیل آلزایمر زودرس ذکر نکردم

هم عذر میخوام.

  امیدوارم بتونیم این روندی رو در پیش گرفتیم و به نحو احسن ادامه

بدیمو بیشتر در خدمت دوستانمون باشیم.

این وبلاگ دقیقا از احساس نیاز به یک سایت یا وبلاگ تخصصی در

حیطه تلویزیون و رسانه شکل گرفت و امروز جزء اولین وبلاگهای

تخصصیه تلویزیون به حساب میاد. ممنون از همراهی عزیزانی

چون شما.  برای

                                      سوره خوشیاران( س ـ خ )

 

 

امر فرمودند که به مناسبت یک ساله شدن وبلاگ مطلبی را بنویسم:

 

1-  اول که شروع کردیم،پیش خودم فکر نمی کردم که این همه دوستان خوب پیدا کنیم؛ فکر می کردم با توجه به این که سینما در  بین ایرانیان جوان محبوب تر از تلویزیون است بیننده زیاد نخواهیم نداشت اما امروز برعکس نظر من ، اتفاقات در حال رخ دادن است هر چند که با وضعیت آرمانی فاصله بسیار داریم اما سعیمان بر این است که به آنجا برسیم.

2-   مدیریت وبلاگ را خانم خوشیاران انجام می دهند و عوض شدن قالبهای وبلاگ هر چند وقت با نظر و سلیقه ایشان انجام می گیرد. شاید بعضی از دوستان ایشان را از نزدیک بشناسند اما ایشان انسانی بسیار منظم و وقت شناس و... است و سعی خودش را در بهتر انجام دادن کارهایی که به ایشان محول می شود ،می کند.من همین جا لازم است از ایشان تشکر بکنم که این کار را به عهده گرفتند.

3-     آرزو دارم در سالهای دیگر به اتفاق دوستان در جایگاه واحدی بتوانیم این واقعه را جشن بگیریم نه از این راه.

4-                     عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار

                     عذرم پذیر و جــرم به ذیل کــرم بپـــــوش

 

ارادتمند شما ـ ابوذر باقرسلیمی

 

 

ساعت شنی گذشتن لحظات تلخ برای نرسیدن

یکی از زیرکی ها و هنرهای برنامه سازان سیما بیان معضلات جامعه در لفافی زیبا و قابل فهم برای عموم است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم معضلات اجتماعی وجود دارند و نمی توان با نادیده انگاشتن  آنها به این نتیجه دست یافت که چون ما نمی بینیم پس وجود ندارند.

مدتی است شبکه اول سیما اقدام به پخش مجموعه تلویزیونی ساعت شنی به کارگردانی بهرام بهرامیان نموده که تا این زمان توانسته مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند که از این بابت باید به سازندگان آن تبریک گفت، که توانسته اند با بیان  داستانی نو بینندگان بسیاری را پای گیرنده های خود بنشانند.

ساعت شنی به داستان چندین شخصیت به صورت موازی می پردازد که به نحوی سرنوشتان در گرو دیگری است. داستان زندگی زنی به نام  ماهرخ گلستان که پزشک زنان و زایمان و نازایی که خود از عدم باروری رنج می برد و این نقیصه ریشه در روان او دارد و دقیقا این گره داستان است که باعث بوجود آمدن مشکلات بسیاری در طول داستان میشود .ولیکن این داستان تنها یک گره ندارد بلکه  به موازات این گره ، داستانهای دیگری نیز از خانواده او بیان می شود و به این ترتیب با شخصیتهای دیگری همچون امیرعلی برادر ماهرخ که مسئولیتی در بهزیستی دارد و همیشه در پی  رفع مشکلات زنان بی سرپرست است ودیگری عمه ماهرخ که زنی سرد و گرم چشیده و متدین و دست به خیر است وگره اغلب ماجراها به دست او گشوده می شود . خسرو پدر ماهرخ که مسبب بسیاری از مشکلات در زندگی بچه های خود است و مهشید که زنی تنگدست است و سعی بسیار دارد تا خواهران و برادران خود را از دست پدر خود رها کند و در کنار خود نگاهداری کند و به همین دلیل مجبور به پذیرش پیشنهاد اجاره رحم خود برای خانم دکتر میشود تا شخصیت های زنان خیابانی و مشکل دار. نمایش همه اینها در کنار هم جسارت و حمایت می طلبد که الحمد... هم بهرامیان از آن بی بهره نبوده و هم ریاست محترم سازمان صداوسیما جناب آقای مهندس ضرغامی بهترین حامی برای دست اندرکاران چنین کارهایی بوده اند.   

ساعت شنی گذشته از بیان داستانی نو ساختار بسیار جذابی نیز برای بیان داستانهای خود در نظر گرفته است. استفاده از جلوه های تصویری و نوری خاص برای بیان داستان هر شخصیت یکی از نقاط قوت سریال به شمار می رود. بیان ماجراهای ماهرخ گلستان  با نورپردازیهای سفید تند  و با درخشش بسیار زیاد خود حکایت از عدم سلامت روانی ماهرخ و زندگی دوگانه او با شخصیتی فرا ذهنی دارد. این روند نوری برای خانه سرد و بی روح عمه خانم در تضاد شدیدی قرار دارد . این نورپردازیها و جلوه های نوری برای هر شخصیت متفاوت است و نشان می دهد کارگردان پیش از تصویربرداری برای هر کدام از این شخصیت ها فضای بصری خاصی را مدنظر داشته و توانسته در زمان اجرا با بهره گیری از عوامل با تجربه آنچه را می خواسته به تصویر بکشد.

استفاده از قابهای اصلاح شده و تاکید بر روی شخصیت های اصلی و میزانسن های دیدنی مانند ایجاد فضاهایی خلاقانه برای نمایش بهم خوردن تعادل روانی ماهرخ گستان تا نمایش لانگ شات خانه مهشید که دیگر در آن با همسرش زندگی نمی کند  و ... همه نشان  از حساسیتهای بالای کارگردان کار و دقت وی برای ایجاد فضاهای بکر و درست در ارائه صحیح داستان دارد.

ساخت یک تیتراژ خوب برای کار یکی از نقاط قوت برنامه سازی به شمار میرود که در این سریال به حق به زیبایی به اجرا در آمده است. تیتراژ ابتدایی با رنگاهی قرمز و آبی تند که از راههایی نورانی عبور می کند و گاه از مسیری به مسیر دیگر میرود هم نشان از گمراهی آدمها و سردرگی آنها دارد و هم گاهی بیننده را در خفقان قرار می دهد و باعث ایجاد حسی میشود که به نظر برسد جنینی در رحم مادر دچار مشکل شده است و تیتراژ پایانی حس تعلیق را به خوبی به مخاطب خود القا می نماید که در این روند نباید نقش موسیقی را نادیده گرفت.

یکی دیگر از نقاط برجسته سریال استفاده بسیار مطلوب از بازیگران است که هر کدام در جایگاه خود از اساتید فن محسوب میشوند و به همین دلیل بیننده با بازیهای یکدست و جذاب روبروست و به این ترتیب راحت تر می تواند با داستان و شخصیت های داستان ارتباط برقرار کرده و یک پله فراتر رفته و با شخصیت های داستان همذات پنداری کند . داستان چنان با ظرافت لحظه به لحظه اطلاعاتی که مورد نیاز بیننده است را در اختیار او قرار می دهد که بیننده در عطش دیدن قسمت بعدی باشد و با ندیدن یک قسمت واقعا بخشی از داستان را از دست بدهد و این نقطه عطفی در ارائه داستان است که این سریال را با سریالهایی که اگر چندین قسمت آنرا هم نبینیند باز در آخر کار کلیت کار را خواهید دریافت ، متمایز می سازد.

بازهم بهره گیری از بازیگران زبده تئاتر و تلویزیون در کنار هم کمک شایانی به مطلوب شدن سریال کرده است. بازیهای زیبای آزیتا حاجیان در نقش مردی دوجنسیتی توانسته با مخاطبین به نحو احسنت ارتباط برقرار سازد . گذشته از آنکه حاجیان جزء بهترین بازیگران است اما سختی این نقش و بازی درخشان او توانسته این نقش سنگین را به سلامت به ساحل برساند وگرنه  مقداری کم کاری در ارائه این نقش می توانست آنرا تبدیل به بدترین شخصیت داستان نماید. بازیهای خوب بازیگران از طیفهای و سنین مختلف در کنار هم نشان از کارگردانی خوب بهرامیان دارد. زیرا بسیاری از بازیگران بازیگر کارگردانند و خود به تنهایی نمی توانند از عهده نقشی که به آنها سپرده شده برآیند.

بازی دلچسب و زیبای برزو ارجمند در نقش یک معتاد عاشق با گریمی که کلا چهره اش را از ریخت انداخته بسیار جذاب و دیدنی است همینطور بازی زیبای شهره لرستانی که به حق یکی از بهترین بازیگران تئاتر و سینما و تلویزیون محسوب می شود. نمی توان در این مجال اندک به بررسی بسیاری از جنبه های زیبایی شناختی این سریال پرداخت ولیکن در همین مجال باید از بازیهای بازیگرانی همچون رویا نونهالی، نسرین مقانلو،مهراوه شریفی نیا که با سن کم خود به خوبی از پس نقشی بسیار سنگین برآمده و کوروش تهامی و کمند امیرسلیمانی و رویا تیموریان  و همچنین بازیگران خردسال مجموعه خصوصا بازی روان کوثر شهبازی در نقش کودکی ماهرخ ، تقدیر کرد که به نحو احسن توانسته اند بار سنگین این سریال عظیم را بدوش بکشند و آنرا دلپذیر ارائه دهند .

یکی دیگر از شا خصه های سریال ساعت شنی بهره مندی کارگردان آن از دانش تلویزیون است که به خوبی با این مدیوم آشنایی دارد. بهره گیری صحیح از نماهای بسته و نماهای غیرمتعادل در لحظات حساس داستان باعث ایجاد حس تعلیق بیشتری می گردد که البته باید از آن درست بهره گرفته شود که در این کار استفاده از آنها به جا و صحیح بوده است. طراحی صحنه ولباس به فراخور هر شخصیت داستان درست صورت گرفته و برای دو یا سومین بار در سریالهای تلویزیونی شاهد نمایش قشر آسیب پذیر جامعه به نحوی درست هستیم. نمایش خانه مهشید و شوهرش که  وضع مالی اصلا خوبی ندارند در تقابل با زندگی ماهرخ و شوهرش آنقدر خوب است که دلیل رضایت مهشید در قبال اجاره رحمش را به خوبی درک می کنیم یا نمایش رفتارهای غیرمطلوب برادر مهتاب در نحوه برخورد با خواهر ما را متقاعد می کند که مهتاب برای فرار از خانه دلیل قانع کننده ای حداقل از نظر خود دارد و به همین ترتیب سایر شخصیتهای داستان تا انتها.

متاسفانه در چندساله اخیر با روند نقدهای بی مورد از خارج از سازمان که از سوی صنوف و نهادها و مجاری مختلفی که حرفه شان هنر نیست و با مناسبات سازمان صداوسیما آشنایی ندارند روبرو هستیم که عرصه را بر برنامه سازان و تهیه کنندگان بسیار تنگ کرده است و ریاست محترم سازمان را برای دفاع از آنها به سختی انداخته است. تنها یک مطلب، مگر نه آنکه ریاست محترم سازمان صداوسیما جمهوری اسلامی ایران از سوی مقام معظم رهبری انتخاب میشوند و ایشان با در نظر گرفتن صلاحیتهای فرد ، ایشان را به ریاست سازمان صداو سیما می رسانند و اگر  برنامه هایی که ساخته می شوند همه از مجاری مطمئنی عبور می کنند تا به مرحله ساخت و نمایش در بیایند ، پس نظارت وجود دارد و نمی توان همه چیز را نادیده گرفت و تنها به نمایش تولیدات سطحی و بی مایه ای پرداخت که هیچکس تمایل به دیدن آنها نداشته باشد و تنها صرف پرکردن ساعات پخش تولید شوند.

راستی میخواستم از مضمون تلخ و گزنده سریال اصلا ننویسم اما با پایان گرفتن سریال

دیدم اگه نگم ...... واقعا همیشه باید آدمهای بی بضاعت پله ای باشن که آدمهای پولدار پاشونو بذارن رو دوش اونها و با له کردنشون خودشون به آرامش برسن؟!!!!!!!!!!!!

یه تجربه بزرگ

 

سلام به تمامی دوستان خوبم. ایام سوگواری سالار شهیدان رو به شما

تسلیت میگم هر چند یه کم دیر . به مدت یکماه در خدمت شما بزرگواران

 نبودم و دوست بزرگوارم وبلاگ رو آپ می کردن که بی نهایت ازشون

سپاسگزارم. خوب اومدم تا از یه تجربه بزرگ که تو همین یکماهی که

در خدمت شما نبودم بگم.

همیشه وقتی برنامه مناسبتی رو می دیدم که یه کم سر سری ساخته

شده و نچسبه میگفتم این برنامه سازان ما با اینهمه بودجه توان ساختن

یه برنامه درست و حسابی رو ندارن و بودجه در نظر گرفته شده رو به باد

میدن اما اینبار یک راست در بطن یه همچین کاری قرار گرفتم و با

مشکلات و مسائلی مواجه شدم که به تمامی همکارانم ایمان آوردم.

درست که وظیفه برنامه سازان ، برنامه سازی با کیفیت مطلوب و اعلا

است ولیکن نکات بسیاری در پس پرده وجود داره که نمیذاره خیلی از

ایده هایی که در شروع کار مدنظر برنامه سازان هست و اطمینان به

پیروزی اونها در برابر مخاطبین خود دارند برسند. متاسفانه اعمال

نظرات ناصحیح و گاه دور از ذهن که بر برنامه سازان ابلاغ میشه

یکی از این مصیبتهاست. یا در نظر گرفتن کارشناسی که متاسفانه

حتی کمی بر علم برنامه سازی اشراف نداره برای کارشناسی یک

برنامه آنهم از نوع روتین و زنده واقعا فاجعه س.

همونطور که در نوشته های پیشینم متذکر شدم در بخش انتخاب عوامل

باید به شدت محتاطانه و با شناخت کامل از افراد عمل کرد وگرنه حتی

یک انتخاب ناصحیح می تونه سرنوشت یک برنامه رو علی الخصوص

که اون برنامه زنده هم باشه رو به قهقرا ببره. گاهی همین انتخاب

نادرست ممکنه کار باقی عوامل رو هم زیر سئوال ببره.

در برنامه های زنده عوامل استودیو بسیار تلاش می کنن و همیشه هم

گمنامند . کسانی که هیچوقت دیده نمیشن اما خیلی به آبرومندانه برگزار

شدن کار کمک می کنند. از کارگردان تلویزیونی و منشی صحنه گرفته

تا مهندس فنی و تصویربرداران و مدیر صحنه و کارگران فنی... متاسفانه

راهی برای تشکر از این افراد در یک گروه تولیدی وجود نداره مگر به

کلام.

در آخر باید اعتراف کنم مشکلات عدیده ای هست تا بهترین نتیجه از کار

بدست نیاد کاش میشد یکبار این همه مشکل رو یکجا نشون داد.

راستی یه لطفی کنین اگه برنامه روز خدا رو که از ساعت ۱۹:۳۰ تا

۲۰:۲۰ پخش میشد و بخش مستند که ساعت ۲۳:۱۵ پخش میشد و

کاروان عاشورائیان رو دیدید حتما در همه ابعادش نظرتونو بگید.

 

 

                                              س ـ خ