گزیده ای از کتاب " مستند؛ از ایده تا فیلمنامه " ـ قسمت سوم
* مقصود من از سکانس ، مجموعه نماهایی است که با عناصری مشترک مثلاً یک سلسله فکر، یک آرایش بصری ، یک سلسله رویداد ، یک تم موسیقایی یک یا چند نقطه خاص بسازند.(ص۱۳۸)
* بدون شک عناصر وحدت بخش ـ ایده اصلی، مکان و محیط، حالت ـ دامنه ی وسیع تری دارند و در بسیاری از موارد نیز با هم تداخل می یابند. ممکن است برای وحدت بخشیدن به یک سکانس ، ایده ها، رویدادها، محیط، شخصیت های مرکزی، حالت و غیره به هم بپیوندند. روش دیگر برای ملاحظه ی این مقوله، همراه بودن گروهی ایده، تصویر ، کنش شخصیتی و اطلاعاتی است که کلی واحد را به تماشاگر القا می کنند. این کار منجر به پیدایش سکانس می شود.(ص۱۳۹)
* زمانی که به نظم و ترتیب سکانس های فیلمتان فکر می کنید دو نکته را به یاد داشته باشید. یادتان باشد که منطق فیلمیک به کلی با منطق ریاضی فرق دارد و بسیار فرارتر ، حسی تر و توهمی تر از آن است.
منطق فیلم بیش از آن که با عقل ادراک شود با غریزه دریافت می شود.(ص۱۴۰)
دومین نکته که باید همیشه یادتان باشد این است که پیشبرد منطقی ایده ها باید موازی با گسترش تصویری و عاطفی صورت گیرد. تاکید بر یکی از این عناصر و نادیده گرفتن دیگری فیلم را تضعیف می کند. ساده ترین و طبیعی ترین نظم ممکن ، توالی زمانی است. اما ممکن است کارگردانی بخواهد فیلم خود را گسترش مکانی پیش ببرد. مهم این است که برای فیلمتان نظمی پیدا کنید که با خود حسی از گسترش و پیشرفت همراه داشته باشد.
حرکت را در فیلم از ساده به پیچیده، از جزء به کل، از امر آشنا به تازه و نا آشنا ، از گره به راه حل، یا از علت به معلول در نظر بگیرید. مسئله مهم این است که تماشاگر سیر این حرکت را باور کند و آن را ناگزیر بیابد.(ص۱۴۰ و ۱۴۱)
* مشکل دیگر در نوشتن طرح مقدماتی، انباشتن بیش از حد فیلم با موضوع های مختلف است. ناگهان احساس می کنید که خیلی حرف برای گفتن دارید و سعی می کنید که همه انها را در فیلم بگنجانید. توصیه من این است که در مقابل این میل مقاومت کنید و در مورد جایگاه و ارزش هر چیزی که می خواهید بگویید کمی تامل کنید.(ص۱۴۹)
* اگر یک فیلم سعی کند بیش از ظرفیت خود اطلاعات ارائه دهد و همین نکته ، فیلم را از قدرت واقعی اشت دور می نماید. پس در این مورد ، قانون طلایی ما این است:« موضوع محدود تر، بیان موثر تر» (ص۱۵۰)
* صحنه آغازین فیلم باید دو کار را به سرعت انجام دهد:
اول باید تماشاگر را به خود جذب کند و به «دام» اندازد.
دوم به سرعت نشان دهد که فیلم درباره چیست و چه هدفی دارد. (ص۱۶۰)
* «دام» اولیه ی فیلم با تحریک کنجکاوی تماشاگر ، او را اسیر می کند. شما موقعیتی کنجکاو برانگیز ارائه می کنید و به تماشاگر می گویید:«تماشاکن، از جایی که می خواهیم تو را به تماشای آن ببریم خوشت می آید.» بیایید فیلمی را تصور کنیم که در صحنه آغاز آن مرد موقر میان سالی را می بینیم که لباس زنانه پوشیده است. یا در فیلم دیگری،یک دختر جوان آراسته و معقول را می بینیم که هفت تیر خود را پر از فشنگ می کند و به طرف اشیایی که در زیرزمین خانه اش وجود دارد شلیک می کند. طبیعی است که تماشاگر از این رویدادهای عجیب و غریب و نامعمول تکان می خورد. کنجکاو می شویم که بدانیم این مرد کیست و چکار می کند . آیا بازیگر است، آیا از کسانی است که جنون پوشیدن لباس جنس مخالف را دارند، یا جاسوس است ؟ یا در مورد دختر جوان از خود می پرسیم آیا دارد برای دفاع از خود تمرین می کند؟ می خواهد خود کشی کند؟ می خواهد والدینش را بکشد؟ آیا بهترین هفت تیرکش ایالت است؟ می خواهد چه کار کند؟ (ص۱۶۰)
* اگر در فیلم درباره ی شخصیتی مقتدر، چهره ای تاریخی یا حتی در فیلمی سفارشی، یک شخصیت ساختگی و پرداخت شده است، بهتر است شخصیت هر چه زودتر معرفی و به تعرض ها و کشاکش هایی که پیرامون او وجود داشته اشاره شود. بیاد هر چه شیرینی و تنقلات دارید جلوی بیننده بگذارید تا او با تصور این که در یک ساعت تماشای فیلم چه شور و هیجانی را تجربه می کند دهانش آب بیفتد. (ص۱۶۳)
* منظور از ریتم و ضرب آهنگ خوب چیست؟
فیلم باید با جریانی منطقی و عاطفی پیش برود، شدت این جریان باید بر حسب مورد متفاوت باشد و تعارض و تضادهای آن روشن گردد و دم به دم افزایش یابد تا مخاطب در طول فیلم همچنان متوجه بماند و ساختار آن به گونه ای باشد که به یک نقطه اوج منتهی شود.(ص ۱۷۶ و۱۷۷)
* خلاصه فیلم نامه یعنی طرح گفتاری فیلم که بلافاصله بعد از تکمیل مرحله تحقیق نوشته می شود. خلاصه فیلم نامه اطلاعات بیش تری از پیش نویس فیلم نامه ارائه می کند، اما به اندازه فیلم نامه آماده فیلم برداری نیزی به جزئیات نمی پردازد. معمولاً کسی از شما خلاصه فیلم نامه نمی خواهد و لازم نیست برای تهیه آن خود را به دردسر بیندازید.(ص۱۸۷)
* هدف خلاصه فیلم نامه نمایش دادن موارد زیر است :
۱- مسیری که فیلم از طریق بیان روایت، نظریه مورد نظر و تعارض های در نظر گرفته شده پرورش می دهد.
۲- صحنه های اصلی.
۳- شخصیت های اصلی
۴- موقعیت هایی که این شخصیت ها در ان درگیرند.
۵- کنش شخصیت ها و نتایج این کنش ها بر خودشان و بر اجتماع.
۶- کانون توجه در شروع و خاتمه فیلم.
۷- نقاط اصلی کنش ، تعازض و کشمکش و گره گشایی.
۸- حس کلی ساختار نمایشی و ضرب آهنگ فیلم.(ص۱۸۸)
منبع:
روزنتال، آلن ،(1386)، مستند؛ از ایده تا فیلمنامه (ج اول) ،ترجمه: حمیدرضا احمدی لاری، تهران،نشر ساقی.