امان از برنامه سازان
میخوای بنویسی می بینی وقت نداری، اونقدر کار سرت ریخته که امانتو میبره، اونقدر درگیر زندگی شدی که کم کم داری از علائقت دور میشی ، انقدر که دوستانتم ازت شاکی میشن که کجایی چرا نمی نویسی چرا کمتر میبینیمت و هزار و یه چرای دیگه اما یه زمان به خودت میای میبنی نه نمیشه نسبت به بعضی چیزا و خبرا بی تفاوت بود و از کنارشون راحت گذشت. خصوصا این روزای اخیر بعد ماه مبارک رمضان و خبرایی که یکی پس از دیگری به گوش می رسه . تا اونجایی که من یادمه اون زمان که ما داشتیم برنامه سازی
می خوندیم بهمون اخلاق در رسانه یاد می دادن ، رسالت صدا و سیما تدریس می کردن و واحدایی از این دست اما الان می بینم کم اهمیت ترین بخش در برنامه سازی همون اخلاق و رسالتی که بدوش برنامه سازانه البته حرجی به نسل من که از این رشته فارغ التحصیل شدیم وارد نیست چون واقعا هیچکدوممون(به جرات میگم) هیچکدوممون در گروههای تولیدی برنامه ساز حتی به عنوان مشاور حضور نداره یعنی ازمون استفاده نشده به هر حال نمیخوام سنگ هم رشته هامو به سینه بزنم که اگر بزنمم حق دارم. واقعا دارم در برابر برنامه سازان خصوصا سریال سازان اونم از نوع مناسبتی ش کم میارم. نمیدونم واقعا برنامه سازان ما اونقدر بی فکرن که عواقب کارهاشونو از قبل پیش بینی نمی کنن یا پیش خودشون میگن هرچی پیش آید خوش آید و به راحتی از جون آدمها می گذرن. چند وقت پیش مطلبی درباره گروهای سنی مخاطب برنامه ها نوشتم که در چه ساعتی از روز باید بیننده برنامه های تلویزیون باشن و برنامه سازان باید در زیرنویس برنامه هاشون رده سنی بیننده برنامه را متذکر بشن. بگذریم از اینکه وظیفه اصلی بر عهده خانواده هاست که نباید اجازه بدن بچه ها و نوجوانان هر برنامه ای رو بینن ( حتی با توجه به اینکه برنامه های صداوسیما از لحاظ اخلاقی بی خطرتر از برنامه های ماهواره ای هستن هر چند من مخالف دیدن برنامه های خوب ماهواره ای نیستم اما اونم راه و رسمی برای خودش داره که ما نسبت به اونهم بی توجهیم) بگذریم دلیل اصلی نگارش این متن مطول خواندن دو خبر مربوط به مرگ دو نوجوان ۱۲ ساله در دو نقطه کشور بود که یکی به تقلید از سریال پنج کیلومتر تا بهشت و برای اینکه مانند روح امیرحسین بتونه به همه جا سر بزنه خودشو کشته و دیگری به سبک سریال سی امین روز خودشو دار زده تا ببینه واقعا طناب پاره میشه و یه فرشته اونو همراهی می کنه یا نه! از همه جوانب روانشناسی و جامعه شناسی و اجتماعی این دو رویداد بگذریم باید توجه کنیم نحوه برخورد بینندگان ما با رسانه درست نیست حتی در دیدن برنامه های روتین و مناسبتی زنده تلویزیون اما من با بیننده ها کاری ندارم روی سخنم با برنامه سازان عزیزیه که نبض رسانه دستشونه شما باید باور کنید به دلیل نبود قانونی برای بینندگان در دیدن برنامه های تلویزیونی این وظیفه بر عهده برنامه سازان که در تهیه برنامه هاشون دقت عمل بیشتری داشته باشن شاید با خودتون بگید به ما چه ربطی داره خانواده ها باید دقت کنن که فرزندانشون چی ببینن و چی نگاه نکنن اما از شما خواهش می کنم خودتون به جای تمامی مادران و پدران قرار بدید که در دنیایی که اینترنت و ماهواره و موبایل هرجور فیلم و عکس و کلیپ و فیلمو در اختیار بچه هاشون قرار میدن و با اعتماد بیشتری به صداوسیما بچه هاشونو پای تلویزیون مینشونن وظیفه برنامه سازان خیلی سنگین تر از همیشه هست و باید دقت کرد که هر سوژه ای که جذاب باشه الزاما قتبلیت تولید اثر نخواهد داشت. به هر حال بار سنگینی به دوش تمام برنامه سازان قرار داره و از سوی دیگه مدیران هم باید توجه کنن صرف جذب مخاطب نباید به هر موضوعی پرداخته بشه. اصلا من نمی فهمم حضور این همه روح و اجنه و شیاطین ماه رمضونی تو تلویزیون چه معنی داره بدبختی اینه که دیشب داشتم یکی از سریالهای مطرح این روزها رو نگاه می کردم دیدم نخیر این روند روح و روحبازی هنوزم ادامه داره!!!!!!!!!
س ـ خ ![]()