مثلث شیشه ای یا سریال دنباله دار

 

یکی از هوشمندیهای برنامه سازان در امر برنامه سازی تلویزیونی دست یابی به یک

ساختار و فرمی جدید در ارائه موضوعات بکر و گاهی موضوعات تکراری است .

رسیدن به این جایگاه که یک برنامه ساز بتواند و ساختار و فرم جدیدی را در مقایسه

 با سایر برنامه ها در پیش بگیرد نه تنها امر خطیری در امر برنامه سازی محسوب

میشود بلکه به نوعی زیرکی برنامه ساز را در پیشی گرفتن از سایر همکاران خود به

نمایش می گذارد و نشان می دهد که برای جذب مخاطب بر روی او به مطالعه

پرداخته و با شناخت علاقمندی مخاطب خود به برنامه سازی  پرداخته است. یکی از

اصول اولیه ای که به برنامه سازان به صورت آکادمیک آموزش داده میشود. شناخت

مخاطب و مهمتر از آن دو نوع برنامه سازی است که ایندو نوع ساخت برنامه افکار

و عقاید برنامه ساز را هم به نمایش می گذارد. یک نوع برنامه سازی به این صورت

است که برنامه ساز موضوعی را در نظر می گیردوبدون در نظرگرفتن تمایلات

مخاطب برناه رامی سازد و بعد منتظررسیدن فید بک از مخاطب می شود و دوم نوعی

است که برناتمه ساز بر اساس تحقیقاتی پسند مخاطب ورغبت او را نسبت به

موضوعی خاص در نظر گرفته و حتی برای انتخاب ساختار و قالب برنامه 

نیز از نظرات مخاطب بهره می برد که این دومین راه نشان از افکار باز برنامه

سازدارد که به واقع نظرات مخاطب برایش اهمیت داردوواقعا درپی جذب مخاطب

است. درپی ریزی برنامه شب شیشه ای و عبور شیشه ای به نظر می رسید تهیه

کنندگان برنامه به این امر دقت نظرداشته وبانشانه گرفتن علاقمندی مخاطبانشان به

سمت ساخت برنامه ای رفتند که تامیزان بسیاری به کنجکاویهای بیننده خود در حوزه

بسیاری از موضوعاتی که تا دیروز هیچگونه امکان دسترسی به آنها وجود نداشت

مگرازمجاری غیررسمی به صورت کاملا شفاف پرداخت و سهم عمده ای

رادربرآورده ساختن نیازمخاطب به ارضای حس کنجکاوی او درموضوعاتی همچون

زندگی بازیگران و افرادخاص ایفاء کرد.اما یک مشکل عمده درادامه برنامه صورت

پذیرفته است واین دقیقا همان دامی است که برنامه سازانی که دریک برنامه به

 موفقیت بالایی دست می یابند به آن دچار می شوند و آنهم تکرار خود است. اندک

برنامه سازی وجود دارد که آنقدر هوشیار باشد که گرفتار این دام عظیم نشود

امامتاسفانه رضارشیدپوردرجایگاه مجری و برنامه ساز و در کنار او محمد قنبری در

جایگاه تهیه کننده گرفتار این دام شده اند.

 البته گرفتار شدن آنها در این دام الزاما نشان دهنده عدم موفقیت آنها در دوره جدید

نخواهدبودچون موضوع آنهابه خودی خود دارای جذابیت هست ومطمئنا مخاطبینی که

ازپیشتربابرنامه های قبلی همراه برنامه شده اند به عنوان برنامه آشیانه خودبه برنامه

مثلث شیشه ای نگاه کرده وآنراپیگیری خواهند کرداما این امرنشان دهنده موفقیت

برنامه نیست ونخواهد بود.

 یکی دیگرازمشکلات برنامه مثلث شیشه ای دکور برنامه است که باتمام جذابیتش

موجب آزار بیننده را فراهم می کند.استفاده ازرنگ قرمزو زرددرخشان درزمینه ای

مشکی که گاهی با آبی تیره همراه است بیشترین بارروانی رابر بیننده تحمیل می

کند.درست است که طراحی این فضا درجهت ایجاد فضایی بازپرسی گونه ازمیمهانان

برنامه است که دربسیاری مواقع حساس ترین موضوعات مطرح نشده را درچنین

فضایی بیان می کنند امابایددرنظرداشت ایجاد فضایی بار روانی زیادی رابربیننده

تحمیل کند باعث واپس زدگی اوازبرنامه می شود درست مانند نوشتن مطلبی به رنگ

سفیددرخشان بر صفحه ای سیاه که اگرچه مطلب بسیاردلچسب است اما بیننده توان

ادامه خواند مطلب را نخواهد داشت. نکته دیگر در برنامه مثلث شیشه ای آیتم

 صحبت دو دقیقه ای میهمانان تلفنی است که متاسفانه به بخشی تبدیل شده که مستقیما

به میهمانان توهین میشودچون دودقیقه فرصت دقیقا زمانیست که تامیهمان به اصل

مطلب می رسد زمانش تمام شده و ارتباط قطع میشود که این امرهم باعث دلخوری

بیننده می شودچون درنظراواین امرهم بی احترامی به اوبه عنوان مخاطب است وهم

به میهمان .آیتم بعدی هم که صحبت رضا رشیدپور بامیهمان شب است چندان دلچسب

به نظرنمی رسد.به احتمال زیاداین آیتم برای ایجاد کنجکاوی در مخاطب برای شناختن

میهمان ازروی صدادرنظر گرفته شده که درشبهایی که میهمانان از هنرمندان نیستند

اصلا جواب نمی دهد و به آیتمی  خنثی و بی اثر تبدیل می شود.

یکی ازمشکلات برنامه های گفتگو محور به سیاق مثلث شیشه ای عدم تنوع

دربرنامه است به صورتی که اگریک شب از برنامه رادرنظربگیریم برنامه تنها به

بحث میان میهمان ومجری می گذرد و دردوتا سه بخش سوال برنامه همچون ترجیح

بند دربرنامه تکرارمی شودکه چیزی  ازیکنواختی برنامه نمی کاهد.اینگونه برنامه ها

بایدازآیتمهای کوتاه برای تنوع خودبهره ببرندکه متاسفانه تا اینجای برنامه مثلث

شیشه ای این امرنادیده انگاشته شده است وباعث خستگی بیننده می شودواین درست

زمانی است که ساعت پخش برنامه درساعات پایانی شب باعث به خواب رفتن بیننده

می شود.

 

                                                             س ـ خ

 

معرفی کتاب نوشتن برای شنیدن

 

 (سلام به دوستان خوبم . برای دادن نظرات خوبتون تو این قالب بخش نظرات به بالای مطلب انتقال پیدا کرده. از نظراتتون بی نهایت سپاسگزارم)

 

(در ابتدای این یادداشت لازم می دانم از لطف آقای علی خراسانی ـ مدیر کتابخانه و آرشیو دانشکده صداوسیماـ که این کتاب را در اختیارمن قرار داد تشکرو قدردانی نمایم.)

 

نویسندگی برای شنیدنSchreiben Furs Horen

 

نویسنده: اشتفان واختل Stefan Wachtel

مترجم: محمد اخگری

ناشر: دانشکده صداوسیما- پاییز1386

قیمت:2500 تومان

تعداد صفحات:212 صفحه

 

بر اساس ساختار کتاب، نویسنده ابتدا به اثبات و استدلال اصول پرداخته، سپس توصیه ها و راهنمایی های خود را بیان می دارد. بنابراین در سه بخش نخست ارتباط میان اطلاعات، نویسندگی، وروخوانی و شنیدن تشریح می گردد تا پس از آن، توصیه ها و راهنمایی ها ارائه گردد.

بخش چهارم روشها را توصیف می کند.

بخش پنجم دربردانرده برخی از متون اصلی رادیو و تلویزیون به عنوان پیشنهادی  برای تمرینات نوشتاری و گفتاری نیز برای تنظیم نوارهای نمونه است.

این کتاب دربردارنده مجموعه ای از فعالیتهای نویسنده در زمینه آموزش و روشهای تکمیلی ژورنالیست است. این کتاب همچنین تکمیل اثر گران سنگ و کلاسیک «گویندگی و اجرا در رادیو و تلویزیون» است.

 

 

 

 

 

 

انیمیشن رایانه ای

The Computer Animator's Technical Handbook

 

نویسندگان: لین پوکوک(Lynn Pocock) ـ جودوسون رزبوش(Judson Rousebush)

مترجم: اردشیر کشاورزی

ناشر: دانشکده صداوسیما

سال نشر:پاییز 1386

قیمت:6800 تومان

تعداد صفحات:668 صفحه

شابک: 9-26-8857-964-978

 

        این کتاب، یک کتاب درسی درباره چگونگی طراحی شخصیت ها ، در انیمیشن نیست و روشهای جذاب کردن شخصیتها و بخشیدن ویژگیهای انسانی به آنها را توضیح نمی دهد. از طرفی یک راهنمای نرم افزار برای هیچ یک از انواع خاص سیستمهای انیمیشن نیز به حساب نمی آید. این کتاب به عنوان یک راهنما برای انیمیشن و تکنولوژی رسانه ها و فیزیک زمان و توهم حرکت نوشته شده است و در سراسر آن تکنیکهای قدیم و جدید دخالت دارد. زیرا بسیاری از تکنیکها، مکمل های کلاسیک و رایانه ای دارند. بر این اساس، ساختار این کتاب بیشتر بر اساس این روش هاست.از آنجا که انیمیشن رایانه ای بی اندازه پیچیده و پیشرفته شده است؛ می خواهیم راهنمای فرایندهای انیمیشن ، تکنیکها و فن آوریهایی باشیم که به هنرمندان، طراحان و مهندسین فنی امکان انتخاب می دهد؛ کسانی که می خواهند اندیشه های خود را به شکل تصاویر پی در پی در زمان به نمایش بگذارند.

       بنابراین، این کتاب راهنمای تکنیکی انیمیشن رایانه ای و رسانه های دیجیتالی است و برای کارگردانان ، انیماتورهای رایانه، سازندگان بازیهای رایانه ای، مدیران تولید و دانشجویان هنرهای زیبا و علوم رایانه ای نوشته شده است، و از یک نظر منحصر به فرد است چون به شکل گسترده ای به زمان و حرکت توجه دارد.

       در موضوعات این کتاب به دقت به جزییات انیمیشن و حلق تصاویر ساختگی توجه می شود. این کتاب درباره مسایل مربوط به وقایع و حرکت است، با این فرض که خواننده به خلق تصاویر ایستا آشنایی کامل دارد. برای رسیدن به این هدف، بخشهای کاملی در کتاب به واژگان و اصطلاحات زمان، روشهای Easing، روشهای طراحی حرکت Motion ، شتاب، سرعت و تغییر، و زبانهای انیمیشن اختصاص داده شده است.

     در این کتاب همچنین توجه زیادی به این مطلب می شود که رسانه های تصویر متحرک ، از جنبه فیلم و ویدیوی متداول، و تکنولوژی های ضبط دیجیتالی ، چگونه رویدادها را در  زمان به نمایش می گذارند. این امر از نظر انیماتور رایانه و کارگردان دارای اهمیت ویژه ای است زیرا آنها بر مبنای فریم به فریم با زمان کار می کنند و امتداد ظریف تصاویر در رسانه با کارشان در ارتباط است. سرانجام این کتاب فهرست کاملی از تکنیکهای انمیشن سنتی و رایانه ای را در خود دارد.

لازم به ذکر است کتابهای انتشارات دانشکده صداوسیما در فروشکاههای سروش به فروش می رسد. اگر این کتابها را در آنجا نیافتید ، این هم تلفن انتشارات دانشکده صداوسیما:22014652

مباحثی درباره تصویربرداری-قسمت دوم

 

 

 

 (سلام به دوستان خوبم . برای دادن نظرات خوبتون تو این قالب بخش نظرات به بالای مطلب انتقال پیدا کرده. از نظراتتون بی نهایت سپاسگزارم)

     بهتر است زوم را دستی انجام دهید ، اگر زوم اتوماتیک باشد بزرگنمایی متغیر به دست می آید؛  کنترل زوم اتوماتیک  بر اساس این است که شما تا چه اندازه دکمه را به سمت پایین فشار می دهید.

 

    Back Focal Distance: را در دوربینهای تصویربرداری FF می گویند. برای آزمایش این که بدانیم سیستم فوکوس دوربین تنظیم است ابتدا دیافراگم را بر روی حالت «دستی ـ Manual» می گذاریم تا عمق میدان کم شود بعد زوم این می کنیم ـ فاصله دوربین تا جسم مورد نظر باید 3 متر باشد ـ بعد عمل فوکوس را انجام می دهیم ،آرام آرام عمل زوم اوت را انجام می دهیم اگر در تمام مسیر فوکوس از بین نرفت سیستم فوکوس دستگاه سالم است؛ در غیر این صورت Back Focal دوربین خراب است.

       تذکر: هنگامی که نما باز می شود  Sharpnessنما کم می شود،آن را با فوکوس اشتباه نگیرید.

      چراغ تالیTolly دوربین را هنگام ضبط خاموش نمایید تا .....

ادامه نوشته

مرد هزار چهره در انتظار پیامک از دیار باقی

 

 

 

(سلام به دوستان خوبم . برای دادن نظرات خوبتون تو این قالب بخش نظرات به بالای مطلب انتقال پیدا کرده. از نظراتتون بی نهایت سپاسگزارم)

 

دو سریال دیگری که در ایام نوروز به ترتیب از شبکه  اول و سوم سیما پخش شدند دوسریال پیامک از دیار باقی  ساخته سیروس مقدم و مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری بود. پیامک از دیار باقی به سیاق ساخته های اخیر سیروس مقدم بازهم تمی  ماورایی داشت. داستان پیامک از دیار باقی به داستان مردی می پرداخت که به سمت کلاهبرداری رفته و سر تمام مشتریان خود را در ساختمان کلاه گذاشته است. این کلاه گذاشتن به دایره خانواده هم کشیده شده و او سر همسر خود را نیز کلاه گذاشته و پس از سالیان متمادی زندگی در کنار او به او خیانت کرده و زن جوانی را نیز به عقد خود در آورده است ، در ادامه برای رهایی از دست طلبکاران نقشه ای می کشد و این سر آغاز داستان است.سیروس مقدم از جمله کارگردانانی است که امضایش به لحاظ ساختاری پای اثرش هست و بیننده پس از دیدن 3 -4 اثر از سیروس مقدم به راحتی می تواند کارهای او را از سایر کارگردانان تشخیص دهد که این امر به یک شاخصه برای وی تبدیل شده است که متاسفانه بسیاری از کارگردانانی که در تلویزیون کار می کنند فاقد آن هستند. استفاده از دوربین روی دست و حرکتهای سیال دوربین ، رنگمایه تیره ، نورپردازی موضعی و بزرگنمایی در برخی نماها از شاخصه های کارهای سیروس مقدم محسوب می شوند که شاید در کارهای اول او بی محابا مورد استفاده قرار می گرفت اما در دو کار آخر او اغماء و پیامک از دیار باقی و حتی در تله فیلم آخر او  از این شاخصه ها به درستی و به جا استفاده گردیده است. به لحاظ داستانی ، داستان سریال جدید بود و قابل پرداخت اما متاسفانه در بازی پرداخت درستی صورت نگرفته بود زیرا تمام بازیگران به نحوی خود را تکرار کرده بودند و تنها بازیهای افسانه بایگان و رضا شفیعی جم از سایر بازیگران متمایز و قابل تقدیر بود. حامد کمیلی در نقش حامد متاسفانه به دلیل پرداخت نادرست شخصیت به نحوی تکرار کارهای پیشین او بود. حامد کمیلی به لحاظ بازیگری یکی از نیروهای بالقوه بازیگری است که اگر به صورت صحیح از سوی کارگردانی که به هدایت بازیگر اشراف کامل داشته باشد  هدایت شود مطمئنن بهترین بازی خود را ارائه خواهد داد اما در از او به درستی در کارها استفاده نمی شود و تقریبا پای ثابت کارهای سیروس مقدم شده است . حال در نظر بگیرید بهترین بازی حامد کمیلی را در سریال به دنیا بگویید بایستد به کارگدانی محمرضاآهنج که آنقدر هدایت بازیگران خوب بود که به نظر من بهترین بازی کمیلی را در آن سریال می توان یافت. افسانه بایگان با یک بازی مقتدرانه و متفاوت بات کارهای گذشته خود به سیما بازگشت و یکی از نقاط قوت سریال بازی شایان ذکر او بود. اما بازی سروش گودرزی  پس از بازگشت به تلویزیون متاسفانه اصلا قابل بحث نبود و گودرزی برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود تلاش بسیاری انجام دهد. از دیگر نقاط ضعف سریال بازی حمید لولایی در نقش دایی بود . حمید لولایی مدتیست در تمام کارهایش تیپ مورد اقبال چند سال گذشته خود را در  سریال زندگی به شرط خنده به کارگردانی مهدی مظلومی را تکرار می نماید و اگر ظاهرش شبیه آن تیپ نباشد عملکردش بی شباهت به آن کارنیست. سریال پیامک از دیار باقی با بهره گیری از بازیگران شاخص آن میزان که شایسته بازیگرانش بود مورد اقبال قرار نگرفت و این از عدم پرداخت صحیح فیلمنامه(تصویرنامه) سریال بود.

 

 

سریال دیگر مرد هزار چهره به کارگردانی  مرد اول ساخت سریالهای طنز یعنی مهران مدیری بود. مهران مدیری با ساخت مرد هزار چهره برای چندمین بار ثابت کرد که هنوزهم خبره ترین کارگردان طنز تلویزیونی در ایران است . نویسنده این سریال تیم پیمان قاسم خانی بود که او هم ثابت کرده است که در نوشتن کارهای طنز موفق ترین چهره است. داستان سریال در مورد فردی به اسم مسعود شصت چی  کارمند دون پایه ثبت احوال بود که به اجبار پدر دختری که به او علاقمند است خود را به عنوان پسر او یعنی سپهر جندقی جا بزند و به این ترتیب جایزه او را از بانک دریافت نماید و این آغاز ماجرایی است که هر بار مسعود شصت چی از جای جدیدی سر در بیاورد و ماجراهایی را بیافریند. نقطه قوت این سریال بی شک حضور خود مهران مدیری در نقش مسعود شصت چی  است. در نظر بگیرید بازیگر دیگری را در این نقش بسیار متکی بر بازیگر ، مطمئنن هیچ بازیگری این قدرت را نداشت که این نقش عظیم را بازی کند و بتواند بیننده را با خود همراه سازد. مهران مدیری با انتخاب بازیگرانش به خوبی نشان داده که توانایی بازیگران را به خوبی می شناسد و می تواند به بهترین نحو ممکن از آنان بهره مند شود. بازیهای جذاب بسیاری را در این سریال شاهد بودیم . یکی از نقاط  قوت سریال بازی جذاب بهاره رهنما بود. بهاره رهنما نشان داده که در نقشهایی که به او به عنوان بازیگر سپرده می شود می تواند بهترین بازی خود را با شاخصه های مربوط به نقش بیافریند و این هنر بازیگر است که نقشهایش را بتواند در عین شباهت متفاوت به اجرا در آورد. یکی از شاخصه های کارهای مهران مدیری استفاده از تکیه کلامهای  خاص است که به راحتی در میان جامعه باب می شود. این امر باعث می شود تا مدتهای طولانی سریال یا برنامه ای که چنین سیاسیتی را در پیش می گیرند  در بین اذهان جامعه باقی بمانند. یکی از نقاط جذاب سریال مرد هزار چهره رفتن به میان شغلهایی بود که برای مردم از ویژگیهای خاصی برخوردارند و به نحوی شغلهای حساس جامعه اند و دور خود پیله ای پیچیده اند که مردم از دور به آنها می نگرند و بسیار علاقمندند تا به آنها به طریقی نزدیک شوند. حال مهران مدیری در یک سریال ویژه نوروز بیننده را دعوت می کند تا به میان این قشرها برود و با آنان به نحوی دلچسب شوخی می کند و با یک ذره بین بسیار دقیق لایه های زیرین آنان را به بیننده نمایش می دهد و ایراداتشان  را هم به آنان نشان می دهد.  این جرات مندی در کنار پرداختی صحیح این امکان را به سریال مرد هزار چهره می دهد که هم به لایه های پنهان شغلهایی چون پزشکی و نیروی انتظامی و شاعران و نویسندگان و حتی  پدرخوانده ها برود  هر چه می خواهد بگوید اما چون لفاف طنز را به کار برده آنچنان به چشم نیاید اما بیننده پس از دیدن به فکر فرو رود و حرفهای پنهانی مهران مدیری را درک نماید. به هر سو اگر بخواهیم از یمان این دو سریال که بیننگان بسیاری را جذب نموده بودند یکی را بر دیگری ارجح بدانیم سریال مردهزار چهره به مراتب در رتبه بالاتری قرار می گیرد و نشان می دهد مردم ما نیازمند دیدن کارهای طنزند و این نیاز در همه ماهای سال به چشم میخورد اما به نظر می رسد سیاستهای سازمان مدتی است به سمت ساخت ملودرامهای آبکی و بعضا سریالهای ماورائی  رفته است و این در حالیست که صاحبنظران امر رسانه کارهای طنز را سوپاپ اطمینان جامعه می دانند.

 

 

                                                                  س  ـ  خ