توصیه های حسن فتحی به برنامه سازان و فیلمسازان جوان
1- وقتي اثري را ساختيد و به تماشا گذاشتيد، بدانيد که بر مبناي قاعده هرمنوتيک و تئوري مرگ مولف، ديگر خيلي صاحب اثر خود نيستيد، به مصداق هر کسي از ظن خود شد يار من با ده ها تحليل از جانب مخاطبان اثر خويش روبه رو خواهيد شد که ممکن است هيچ ربطي به شما نداشته باشد؛ بنابراين نصيحت من به شما اين است که خيلي در مقام توضيح مافي ضمير خود از ساخت يک اثر برنياييد؛ چون مخاطب اثر شما خواه ناخواه برداشت هاي ويژه خود را مي کند؛ تاويل ها و تفاسيري که بيش از آنکه ربطي به تجربه زيسته مولف داشته باشد، با تجارب زيسته و باورهاي عقلي و عاطفي مخاطب اثر شما مرتبط است.
2- من هم مثل شما معتقدم عقل و منطق انسان ها خيلي جاها چيز خيلي خوبي است، اما گاه درقلمرو خلق يک اثر هنري بهتر است خود را بي محابا به آغوش احساسات و عواطف و ضمير ناخودآگاه خويش درافکنيد و هرگز از ياد نبريد که در کنار برخوردي از عوالم شهودي و شخصي سه مرجع الهام بخش مهم ديگر در اختيار شماست؛ کودکان، عاشقان و ديوانگان،
3- مخاطب تلويزيوني از حيث ضريب تمرکز در هنگام ديدن يک اثر نمايشي، با مخاطب يک اثر سينمايي، در سالن سينما تفاوت بسيار دارد. ده ها متغير غيرقابل کنترل در فضاي زندگي مخاطب تلويزيوني وجود دارد که هر لحظه ممکن است باعث گسستن تمرکز او از تماشاي کار تلويزيوني شما شود؛ بنابراين برخلاف يک اثر سينمايي که در آن اصل بر گزيده گويي و ايجاز است، در يک اثر تلويزيوني و در چارچوب نقطه عطف هاي آن اثر بهره گيري از تمهيداتي چون تکرار، تاکيد و برجسته سازي اهميت زيادي دارد. علاوه بر اينکه ماجراي دکوپاژ و کادربندي، ريتم و ضرباهنگ، آن هم در يک قاب تلويزيوني که ده ها بار کوچک تر از پرده سينما است، با دکوپاژ و قاب بندي در يک اثر سينمايي تفاوت هاي زيبايي شناسي آشکاري دارد.
4- بدا به حال هر کارگرداني که بخواهد در مقايسه دو رسانه سينما و تلويزيون، سينما را سخت تر و تلويزيون را سهل تر تلقي کند و بيشتر بدا به حال هر کارگرداني که گمان کند تلويزيون در مقايسه با سينما، حکم زنگ تفريحي را دارد که مي توان آن را ساده برگزار کرد و از کنار آن گذشت و خيلي براي آن مايه گذاشت؛ که حکايت اين گروه کارگردان ها، حکايت عبرت آميز حاج يونس فتوحي خواهد شد در «ميوه ممنوعه» و بر باد رفتن آن آبروي مختصر.
5- در ساخت يک اثر تلويزيوني، سعي کنيد از مشاوره همه افراد گروهتان (تا حتي راننده و آبدارچي گروه هم) غافل نباشيد؛ به همه پيشنهادها با دقت گوش بدهيد، اما تصميم نهايي را خودتان بگيريد و در اجراي بي کم و کاست آن تصميم ذره يي ترديد به خود راه ندهيد؛ از شکست نهراسيد زيرا تنها آن کس که گم مي شود، موفق به يافتن راه هاي جديدي خواهد شد.
6- در روزهاي توليد و ساخت اثر، بهترين رفيق شما سکوت و تنهايي و خلوتي است که در فاصله ميان تصويربرداري دو سکانس يا در وقت صبحانه يا ناهار و شام و خلاصه در اندک ساعات استراحت نصيب شما مي شود. قرار نيست شما مطابق ميل ديگران رفتار کنيد. بالعکس اين ساير افراد گروه هستند که بايد فضايي را فراهم کنند تا شما با بيشترين ضريب خلاقيت و آفرينندگي کار خود را انجام دهيد. صد البته از بابت فراهم شدن چنين فضايي بايد قدرشناس يکايک افراد گروهتان باشيد.
7- کار و تلاش جدي براي پيشبرد توليد يک اثر جاي خود، شوخي و خنده، تفريح و مزاح و مطايبه هم جاي خود، در طول ساخت يک اثر به صميمي ترين افراد خود اجازه ندهيد اين دو قلمرو متفاوت را به نحوي با يکديگر مخلوط کنند که ديگر نه از تاک نشاني بماند و نه از تاک نشان زيرا نظم و انضباط مستمر پيش شرط موفقيتي است که شما و گروهتان در پي آن هستيد.
8- همواره بر مبناي قاعده و تحليل مشخص از شرايط مشخص، کار خود را پيش ببريد. توجه به اين قاعده، انعطافي به شما مي بخشد که گاه در شيوه بازي گرفتن از بازيگران، نحوه دکوپاژ، انتخاب لوکيشن، نحوه زمانبندي و محدوديت امکانات، نجات بخش فعاليت شما از چاله و چاه يک بحران بزرگ خواهد بود.
9- هر چقدر روابط ميان اعضاي گروه در عين جديت در کار، دوستانه تر و صميمانه تر باشد، کار شما با سهولت بيشتر و مشکلات کمتر پيش مي رود؛ بنابراين از همکاري با کساني که باعث بروز نفاق، تنش، اختلاف و چنددستگي ميان افراد گروه مي شوند، حتي الامکان پرهيز کنيد.
10- هر گاه مشکلات و دشواري هاي کار طاقت شما را طاق مي کند، به ياد بياوريد آن جمله معروف فيلسوف آلماني نيچه را؛ «آن کس که در زندگي چرايي دارد، با هر چگونه يي خواهد ساخت.» و هر گاه که به دليل پافشاري بر سر آنچه درست مي دانيد، منزوي و تنهايتان مي گذارند، به ياد بياوريد آن جمله آرامش بخش مرحوم شريعتي را؛ «اگر تنهاترين تنها شوم، باز خدا هست، او جايگزين همه نداشتن هاي من است.»اگر انگيزه و هدف شما از ساخت يک اثر نمايشي مبتني بر درد و دغدغه يي عميق و ريشه دار باشد، مطمئناً همه سختي ها و دشواري هاي کار را تاب خواهيد آورد. پس به نام خداوند حقيقت و خير و زيبايي، به پيش.
منبع:
فتحی، حسن،براي جوان ترهاي علاقه مند،روزنامه اعتماد،25 دیماه1386،
صفحه تلویزیون.